سید علی خامنهای، رهبر ایران در اولین سخنرانی خود در شهر قم، حوادث پس از انتخابات سال ۸۸ در ایران را «فتنه»ای دانست که «برخلاف انتظار دشمن، بصيرت ملت ايران را بيشتر کرد و موجب واكسينه شدن كشور و مردم در مقابل ميكروبهاي سياسي و اجتماعي شد.»
به گزارش خبرگزاری فارس (متعلق به سپاه پاسداران)، رهبر ایران که در اجتماع حامیان خود و در میدان آستانهی شهر قم حضور پیدا کرده بود، در ابتدای سخنان خود با تجلیل از شهر قم به عنوان شهری که «در طول تاریخ پايگاه عظيم معارف اهل بيت عليهم السلام بوده است در دوران معاصر هم، به عنوان سرچشمه برترين معارف اسلامي و الهي، شرق و غرب دنياي اسلامي را از بركات مجاهدت و بصيرت علماي بزرگ خود بهرهمند كرده است»، مردم قم را مردمی خطاب کرد که :«قدر حوزه و روحانيت را مي دانند و در تمامي ۳۲ سال اخير، حضور پربركت خود را در ميدانهاي دفاع از اسلام و انقلاب نشان دادهاند.»
سید علی خامنهای در ادامه صحبتهای خود با اشاره به سرمايه گذاريها، طرحها و توطئههاي «دشمنان»، در ۳۲ سال اخیر «براي ضربه به دين و متزلزل كردن وفاداري مردم»، تلاش آنها را منجر به شکست قطعی دانست. وی با اشاره به حضور ۴۰ ميليوني ملت در انتخابات سال گذشته، آن را «رفراندومي ملي در ابراز وفاداري و اعتماد به نظام اسلامي» دانست و افزود: «دشمن عصباني، سعي كرد با فتنه گري، آثار آن حضور ملي را خنثي كند اما مردم در مقابل فتنه نيز ايستادند و دشمن بار ديگر ناكام شد. فتنه بعد از انتخابات ریاست جمهوری در سال ۸۸، انقلاب را واكسینه و بصیرت مردم را بیشتر كرد؛ چرا که این فتنه، كشور را بر ضد میكروب های اجتماعی و سیاسی كه می توانست اثر گذارد مجهز ساخت.»
رهبر ایران همچنین با اشاره به تلاش «دشمن» برای به وجود آوردن «اسلام بدون روحانیت» و «اسلام منهای سیاست» در ایران از طریق ترویج آن در «مطبوعات و نشریات، و وسایل اینترنتی خود»، اظهار کرد: «دشمنان می دانند كه روحانیت به چه اندازه در زندگی مردم تاثیرگذار است و تاثیر شگرفی بر جامعه و بر حركت های مردم می گذارد از این رو این بحث را مطرح كرده اند… آنها تأثير شگرف روحانيت را در حركات مردم و بيداري ملت درك كرده اند به همين علت به دنبال ترويج اسلام منهاي روحانيت هستند كه بايد هوشيارانه با اين جهتگيري دشمنان مقابله كرد.»
سید علی خامنهای، در بخشی دیگر از سخنان خود با اشاره به تحریم های بینالمللی علیه ایران، هدف این تحریمها را «تشديد فشار برروي مردم و جدا كردن آنها از نظام اسلامي» دانست و تاکید کرد: «ملت و كشور ايران از اولين سالهاي انقلاب مورد تحريم بوده اند و راه مقابله با آن را بلدند به همين علت، تحريمهاي اخير همچنانكه مسئولان و مردم مي گفتند و عملاً نيز ثابت شد نتوانست اثر قابل توجهي بر زندگي مردم بر جاي بگذارد. ملتي كه دهه ۶۰ را با آن دشواريها و كمبودها تحمل كرده است، امروز در پرتو پيشرفتهاي عظيم، به آينده خود اميد و اعتماد بيشتري دارد و به همين علت در مقابله با توطئه گران ميايستد.»
خودنویس








خودش طائون قرن 21 . بد بختیش اینه که با اتیش هم از بین نمیره .
پسرم،
اکنون که اين نامه را به تو مینويسم ، مهر ماه ۱۳۸۹ است . اينجا هنوز تهران و پايتخت کشوری به نام ايران است.
شايد زمان تو نام ايران خاطرهای شيرين يا تلخ باشد که با بردن نامش احساسی از اندوه و ندامت در خاطر نسل شما ايجاد کند، اندوه به خاطر نبودن کشوری که قديميترين تمدن جهان محسوب میشد و احساس ندامت نسبت به گذشتگانی که به خاطر پول و فساد به کشور خود خيانت کردند و به جای اينکه ايرانی باشند بيگانه پرست شدند.
پسرم،
بد زمانی است، فقر و فساد بيداد میکند ، ظلم در تمام شئون زندگی انسان سرک میکشد ، حقوق شهروندی حکم محاربه با خدا را دارد، اينجا همه چيز گران است، گوشت قرمز، گوشت مرغ، ماهی حتی تخم مرغ فقط يک چيز ارزان است و آن گوشت و جان آدمیزاد است که بهايش فقط يک سانديس است.
فرزندم،
به اسم عدالت، فقر میکارند و به نام وحدت تخم نفاق؛ شرافت را به طرفه العينی سر میبرند و آزادگی را داغ شکنجه میدهند.
اگر به نسل ما انگ خيانت و بدبختی بزنی ملالی نيست اما بدان نسل ما هر چه بود به اختيار سرسپرده نشد، نسل ما سوخته نسلی شد که آزادی و آزادگی را بد فهميدند و ولايت فقيه و تشنگان قدرت از اين بدفهمی تا توانستند سوء استفاده کردند.
خيلیها از پيش ما رفتند، چه سهرابها و چه نداهايی که در يک لحظه جنون قاتلی زاهدنما در خون غلتيتند، چه ستارگانی که به اتهامات واهی راهی دخمههای حکومتی شدند که ۳۰ سال در پشت نقاب جمهوريت و ايرانيت تقيه کرده و مترصد فرصت طلايی برای نشان دادن چهره مخوف خود بود: چهرهای خونخوار و تشنه قدرت؛ چهرهای ظاهرا زاهد اما در باطن دغلکار و تقلبگر و وحشی.
پسرم،
به فرزندانت بگو که در زمان من به نام دين، هموطنان من را کشتند، زندانی و شکنجه و آواره کردند. به فرزندانت بگو که تاريخ اين وصيتنامههای ماست، آن وبلاگی است که فيلتر شده است، آن سايتی است که سردبيرش در زندان است و زير شکنجه. تاريخ دورغهای ناتمام اين حراميان نيست.
پسرم،
داستان خونخوارگی ولايت بیشرم فقيه، کشتار و غارت به نام دين، و دزدی و دروغ و تقلب به نام اسلام را برای فرزندانت بگو. بگو که حراميان زندگی، نشاط، آرزو، آزادی، امنيت، و آسايش بر ما حرام کرده بودند. بگو که اين وصيت را با خون دل مینويسم و اميدوارم که هنگامی که اين خطوط را میخوانيد همه شما خرسند باشيد که اين روزهای سياه، خيلی زود به پايان رسيدند.
پسرم،
شايد، مهرماه سال ۱۳۹۰، سايه سياه استبداد و فريب و اختناق بر سر ايران نباشد و تو پا به مدرسه تازهای و کلاس جديدی از تاريخ بگذاری. اميدارم پسرم، اميدوار، و تو را شاهد میگیرم که برای آفریدن اين تاريخ تازه میکوشم.
از اندوه دلم را چنگ چنگ کردی. افسوس که واقعیت است واقعیتی تلخ .خدایا امید دل هیچ بنده ای را هرگز ناامید نکن.
من محصول جمهوري اسلامي هستم ،من ساخت حكومت اسلامي ام ،رژيم استبداد ديني خود مسئول توليد آدم هاي با انديشه هاي مثل من است .همانطوري كه اين رژيم 7 ميليون معتاد،بيش از 3 ميلين مواد فروش ،چند ميليون زن خياباني توليد كرده است به همان نسبت نيز چند ميليون كفر گو متنفر از تمامي عربده هاي اسلام حاكمان ستمگر توليد كرده است.پيش از تسلط ضد انقلاب در سال 57 اگر مجموع نوشتها و كتب انتقادي و ضد اسلامي را جمع آوري مي كرديم يك جعبه كوچك را پر نمي ساخت اما اكنون يك كتابخانه عمومي هم گنجايش كتابها و مقالات و پژوهشهاي انتقادي و اسلام ستيز را ندارد .